خرید بک لینک


ای بغض زمستانی شعرم سفری کن
با باد بهاری هوس تازه تری کن

من جنگل شعرم به زبانی که تو دانی
بازآ و دل تنگ مرا هم تبری کن

تا مرز جنونم بکش ای کُردِ دلاور
قدری تو هم از کوه دلم کولبری کن

چای - از تو چه پنهان- هوس مرگ ندارد!
ای ناب ترین قهوه ذهنم قجری کن.

میراث تو در صفحه تاریخ همین است
هان ای پسر پیر، کمی هم پدری کن.

برچسب: نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: دوشنبه 27 اسفند 1397 ساعت: 5:18

لطفا بیا و زودتر از پیش من مرواز فکر خواب مصلحت اندیش من مروصراف چشم معتبرت دولتی که نیستای ارز دیرپای کمابیش من مرو از احتکار معرفتت، حصر شد دلمنقاش ِدلخورِ دگراندیش ِ من مروگر می روی ز مبدا دل زودترادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: پنجشنبه 27 دی 1397 ساعت: 15:34

دورتر... تا سیل غم میان تو و من گذر کندهر لحظه خنده را ز لبم بی اثر کندتاوان نمی دهد مگر آن کس که بی دلیلاز کوی عشق فرصت دیدار سرکندشرمی عجیب فاصله ها را خبر نکردتا باز هم مرا ز خودم بی خبر کندمن بی خبر شنیده ام انگار این نگاهاز روی چشم های خیالم سفر کندای وای اگر سیاست چشم تو سر رسدای وای اگر لبت ز لبانی حذر کندهر چیز از فضای تو چون میرسد به منشاید هنوز حال مرا خوبتر کندنزدیکتر بیا که ز طوفان شنیده امآهسته گفته ای که مرا دورتر کند + نوشته شده در جمعه دهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 23:44 توسط دکتر محمدرضا نشایی مقدم | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 23:46

image
این وبلاگ به دور از هرگونه مسایل سیاسی و معضلات اجتماعی تنها به واگویی دل نوشته های شاعرانه ی من می پردازد.امیدبه لطف شما دوستان عزیز این وبلاگ را زنده نگاه می دارد.

برچسب: دورتر, نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 4:59

خوب شد باز،که پیدا شده ام با لب تو
از همان وقت هم آوا شده ام با لب تو
مي خراشي نفس سرد مرا با دم گرم
منم انگار سراپا شده ام با لب تو

ساحل خشک تو می دیده مرا از سر چشم
یا نه من تشنه دریا شده ام با لب تو؟
نکته این جاست که گفتم به ظریفی سخني
هر زمان جام به بر، وا شده ام با لب تو

شکر، می خواهم ازین باده بنوشم تا صبح
من که هر ثانیه رسوا شده ام با لب تو
هر که گم می شود از چشم تو می گوید باز
وه چه زیباست، که پیدا شده ام با لب تو

برچسب: نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 15:36

عشق تو، واژه خوبی ست که من می خواهم

روی تو، هُرم جنوبی ست که من می خواهم

بوی تو در نظرم عادت سختی ست، ولی

نشئه ی الکل چوبی ست که من می خواهم

خاطرات لب تو چون که تو گفتی که نگو

همچنان سرّ قلوبی ست که من می خواهم

کنج چشم تو خلیجی ست که از حرص عرب

پارس، ویرایش خوبی ست که من می خواهم

آفتاب لب بامت خود احساس من است

این همان تنگ غروبی ست که من می خواهم.

برچسب: نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 15:36

این وبلاگ به دور از هرگونه مسایل سیاسی و معضلات اجتماعی تنها به واگویی دل نوشته های شاعرانه ی من می پردازد.امیدبه لطف شما دوستان عزیز این وبلاگ را زنده نگاه می دارد.

برچسب: نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 15:36

این وبلاگ به دور از هرگونه مسایل سیاسی و معضلات اجتماعی تنها به واگویی دل نوشته های شاعرانه ی من می پردازد.امیدبه لطف شما دوستان عزیز این وبلاگ را زنده نگاه می دارد.

برچسب: نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 15:36

این وبلاگ به دور از هرگونه مسایل سیاسی و معضلات اجتماعی تنها به واگویی دل نوشته های شاعرانه ی من می پردازد.امیدبه لطف شما دوستان عزیز این وبلاگ را زنده نگاه می دارد.

برچسب: نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 15:36

گیسوی تو طناز تر از هر چه فریب است حوای دلم راست بگو راست؛ که سیب است آدم تر از احساس من انگار کسی نیست آن هم که درین خلد برین پاک غریب است گندم نخرم از تو و جنت نفروشم این حادثه با این همه تکرار عجیب است هم سیب گرانست و هم این خوشه گندم بازار اگر یکسره شد کار رقیب است ماه رمضان در دل شیطان سیه روادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 15:36

بیهوده ترین قسمت تاریخ تو هستی

ای عشق ! از آن روز که بر دل ننشستی

تا ناز نگاه تو ازین شهر خرامید

صد کوچه بن بست که بی فاصله بستی

بیچاره دلی کز پی عشقی به فنا رفت

آن روز که دیگر تو ازین خاطره رستی

می، پاک ازین مستی بیهوده نفهمید

ای عشق درین خانه تو هم باده پرستی

عابد تر از احساس من انگار کسی نیست

آن هم که نمازش تو به یک غمزه شکستی

برچسب: نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 15:36

بیدار بودم در کنارت، خواب می دانستاین نکته را در آسمان مهتاب می دانستآزرده بودم از زمین و از نفس هایشهر بازدم از دم که می زد، آب می دانستبالا و پایین می شد از این اشک، دریایمکو ساحلی تا با من بی تاب می دانست...آیینه از آه من بیچاره لبریز استاین را همین دیوانه از سیماب می دانستتا جمع شد از غم بساط خنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 15:36

این وبلاگ به دور از هرگونه مسایل سیاسی و معضلات اجتماعی تنها به واگویی دل نوشته های شاعرانه ی من می پردازد.امیدبه لطف شما دوستان عزیز این وبلاگ را زنده نگاه می دارد.

برچسب: نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 15:36

بی ستون این سقف پابرجا نخواهد ماند

دیر هنگام است، این دل جا نخواهد ماند

قلب خورشید از غرور شب نخواهد مرد

عاقبت بیداد هم اینجا نخواهد ماند.

جام فرهاد از شرنگ کوه شد لبریز

بیستون بی تیشه پرغوغا نخواهد ماند

بیش از این بر سقف رویاها مزن سنگی

شور شیرین تا ابد مانا نخواهد ماند.

برچسب: بی ستون,بی ستون یوبوت,بی ستون قلبمو میکندم,بی ستون سازان آیریک,بی ستون کرمانشاه,بیستون روماک,سازه بیستون,بی ستون سقف,شرکت بیستون,بي ستون, نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 11:56

گفته بودی باز می بینم تو را آنقدر می بوسمت تا تر شوی آب رویم را سرابی کرده ام تا تو از این خواب زیباتر شوی ناخودآگاهم که از این روزگار ساختم تنها رفیقی بی دروغ جاده روشن بود تا چشمم گرفت رفتی و دنیای من شد بی فروغ کاش می شد رفت و جا خوش تر نکرد از عبور قافله غافل نشد کاشکی هم عاقبت دل می گرفت عاقبت ای وای... این دل، دل نشد.ادامه مطلب

برچسب: سراب,سراب نیلوفر,سراب گیان,سراب قلبم,سرابا,سرابيلهم من قطران,سراب نیلوفر کرمانشاه,سرابيل,سراب in english,سراب رد پای تو, نویسنده: ایلیا نوری تاريخ: پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 7:13

صفحه بندی