گیسوی تو طناز تر از هر چه فریب است
حوای دلم راست بگو راست؛ که سیب است
آدم تر از احساس من انگار کسی نیست
آن هم که درین خلد برین پاک غریب است
گندم نخرم از تو و جنت نفروشم
این حادثه با این همه تکرار عجیب است
هم سیب گرانست و هم این خوشه گندم
بازار اگر یکسره شد کار رقیب است
ماه رمضان در دل شیطان سیه روی...!!!
هر کس که خورد روزه درین ماه حبیب است
از مسجد چشمت که نیاید سخنی راست
تا راست نشد کار دلم جرم خطیب است
صد نامه فرستادی و صد شعر پر از عیب
گفتی که بیا، بادیه محتاج ادیب است
از شور تو صد روزه شکستم که بیایم
دیدم که سرانجام لقای تو لهیب است
صد بار دگر توبه کنم یا که گریزم
آخر که خدا را چه ازین کار شکیب است؟
بگذار بگویند ازین حادثه یک مرد
تنهاتر از آیینه به امید طبیب است.
برچسب:
نویسنده: ایلیا نوری