گفته بودی باز می بینم تو را
آنقدر می بوسمت تا تر شوی
آب رویم را سرابی کرده ام
تا تو از این خواب زیباتر شوی
ناخودآگاهم که از این روزگار
ساختم تنها رفیقی بی دروغ
جاده روشن بود تا چشمم گرفت
رفتی و دنیای من شد بی فروغ
کاش می شد رفت و جا خوش تر نکرد
از عبور قافله غافل نشد
کاشکی هم عاقبت دل می گرفت
عاقبت ای وای... این دل، دل نشد.
برچسب: سراب,سراب نیلوفر,سراب گیان,سراب قلبم,سرابا,سرابيلهم من قطران,سراب نیلوفر کرمانشاه,سرابيل,سراب in english,سراب رد پای تو,
نویسنده: ایلیا نوری