
گفته بودی باز می بینم تو را آنقدر می بوسمت تا تر شوی آب رویم را سرابی کرده ام تا تو از این خواب زیباتر شوی ناخودآگاهم که از این روزگار ساختم تنها رفیقی بی دروغ جاده روشن بود تا چشمم گرفت رفتی و دنیای من شد بی فروغ کاش می شد رفت و جا خوش تر نکرد از عبور قافله غافل نشد کاشکی هم عاقبت دل می گرفت عاقبت ای وای... این دل، دل نشد....
ادامه مطلب