سکوت
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 1:09
چه عاشقانه تو را از زمانه دزدیدمتو که سکوت زمینی و من صدای زمانترانه حس تو را دارد ای نسیم صبورتمام خاطره لبریز شد ازاین طوفانبه سطر سطر سرودت که من نمی خواهمتو باز گوشه نشینی کنی و من هجرانچه عارفانه نگاهم به عشق می خندیداز آن زمان که تو را دیدم ای بهانه جان...
حوالی این شهر...
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 1:08
در این حوالی مشکوک حرف من گم شد پیاده، کفش من انگار مال مردم شد کسی به فکر حضورم درین حوالی نیست هنوز حس من این است، عشق مالی نیست. چه خوب شد اگر امروز من نجیب شدم سرم به زیر و کماکان کمیxa0 عجیب شدم تمام آینه سرد است از هوای قفس سرود حبس و کمی خط بروی حس نفس و می نوشتمش از تنگنای این سینه کمی هوس، ...
بی سبب
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 1:08
من بی سبب از سایه و دیوار میترسم از خویشتن هم بی سبب انگار میترسم طوطی صفت از حجم این مقدار بی مقدار از صحبت مهر تو بی تکرار میترسم دریا حریفم نیست چون ساحل تویی با من من از هوای ابری هربار میترسم من بی سبب میگویم اینجا دوستت دارم از اعتراف سخت و هیبت دار میترسم میترسم آخر سهم من باشی و بگریزی من هم...
رفیق...
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 1:08
یک لحظه سرخ سرخی و یک لحظه صورتی یک آن رفیق بزمی و یک آن کدورتی یک سو تمام حس نگاهت حراج و من در فکر ابتیاع دو چشمت ضرورتی
آفتاب حسن
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 1:07
xa0 غزلی نمی سرایم که تو را نخوانده باشم چه بگویم از تو شعری که در آن نمانده باشم همه از تو می نویسم قلمم بریده بادا xa0xa0xa0xa0xa0 که ز غیر تو نشانی به غلط نشانده باشم سر آستان رویت قدمم اگر بلغزد منِ آستان نویست قلمی دوانده باشم تو نه بارشی که باید نفس ازبهار گیرد من ابر گونه شاید به خیال مانده ب...